مقررات عوارض شورای شهر برای تغییر کاربری

ممنوعیت وضع عوارض بدون مجوز قانونی

یکی از مبانی که در بازه‌ای از زمان مکرراً مورد استفاده هیات عمومی دیوان عدالت اداری در مقام اعلام نظارت قضایی بر عوارض شوراها قرار گرفت ماده ۴ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مبنی بر ممنوعیت وضع عوارض بدون مجوز قانونی بود این ماده قانونی در جهت جلوگیری از اخذ وجوه مبالغ خود سرانه دستگاه‌های اجرایی از مردم به این شهر به تصویب رسید دریافت هرگونه وجه کالا و یا خدمات تحت هر عنوان از اشخاص حقیقی و حقوقی توسط وزارتخانه ها موسسات و شرکت ها دولتی غیر از مواردی که در مقررات قانونی مربوط معین شده یا می شود همچنین اخذ هدایا و کمک نقدی و جنسی در قبال کلیه معاملات اعم از داخلی و خارجی توسط وزارت خانه ها و موسسات دولتی و شرکتهای دولتی و موسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی موسسات و شرکتهایی که شمول قانون بر آنها مستلزم ذکر نام یا تصریح نام است و یا تابع قوانین خواص هستند ممنوع می باشد.

اصل عدم صلاحیت را میتوان مبنای این ماده قانونی دانست طبق این اصل مقام اداری مجاز به انجام هیچ اقدامی نیست مگر با مجوز و تصریح قانونگذار به عبارت دیگر اصل بر نداشتن صلاحیت مقامات اداری است مگر با تصریح قانون ماده ۴ قانون اخیرالذکر نیز مفید همین مطلب البته حکم این ماده صرفاً در در خصوص اخذ وجه از مردم می باشد و در راستای ایجاد عدالت و برابری اجتماعی به تصویب رسیده است بنابر این ماده قانونی مقامات اداری صرفاً در مواد مصرح قانون اجازه مطالبه و اخذ وجه از شهروندان را دارند دلیل تصویب این ماده آن بوده است که برخی ادارات دولتی به بهانه تامین هزینه های خدمت رسانی به ویژه از مخاطبان متمول تر به صورت خودسرانه مبادرت به وصول مبالغ می‌نمودند که قطعاً  این منجر به یک نوع بی عدالتی می شود لذا قانونگذار با تصویب این ماده سعی در جلوگیری از این اقدام نموده است.وکیل شهرداری آوج،وکیل ماده 100 اردکان،وکیل شهرداری چالدران،وکیل ماده 100 آبگرم،وکیل شهرداری آبگرم

قید تحت هر عنوان نیز در این ماده قانونی جالب توجه است چه اینکه برخی نهادها در جهت جلوگیری و مشکلات حقوقی عناوین و قالب های را برای اخذ وجه از مردم پیش بینی می کردند و مبالغ را تحتآن عنوان دریافت می نمودند مثل هبه یا کمک های مردمی واز این لحاظ پرداخت آن مبلغ را اختیاری و از روی میل خود شهروند وانمود می کردند مقنن برای جلوگیری از این گونه تعابیر و تفاسیر ناصواب قید"تحت هرعنوان" را در ماده ۴قانون تنظیم ذکر کرده تا جلوی این چنین مستمسک هایی نیز گرفته شود البته مفاد ماده ۴ مزبور متعاقبا در تبصره ۳ ماده ۶۲ قانون برنامه پنجم توسعه بصورت کامل تر و شفاف تر منعکس گردید :دستگاه های اجرائی مذکور در مقابل ارائه خدمات یا اعطاء انواع مجوز حتی با توافق مجاز به اخذ مبالغی بیش از آنچه که در قوانین و مقررات قانونی تجویز شده است نمی باشند تخلف از اجرای این حکم و سایر احکام این ماده مشمول مجازات موضوع ماده ۶۰۰  قانون مجازات اسلامی است.
دیوان عدالت اداری در سالهای ۱۳۹۰ و ۱۳۹۱ از مبنای ماده ۴ قانون تتظیم بخشی از مقررات مالی دولت (مصوب ۱۳۸۰) استفاده کرده و قریب به ۱۰ رای هیات عمومی بر این اساس صادر شده است .این آراء عمدتاً در دو موضوع  هزینه تفکیک و عوارض تغییر کاربری صادر گشته است .با این توضیح که برخی شوراهای اسلامی در قبال عملیات تفکیک و افراز و یا تغییر کاربری به شهرداری اجازه اخذ مبالغی را می دادند .دیوان عدالت اداری نیز بر اساس ماده ۴ قانون تنظیم و با این استدلال که وصول این وجوه مجوز قانونی نداردآنها را ابطال نموده است به عنوان نمونه دادنامه شماره ۶۲۷ مورخ ۹۱/۹/۲۰ در خصوص ابطال هزینه تفکیک و افراز و رای شماره ۴ مورخ ۹۱/۱/۱۴ موضوع ابطال عوارض تغییر کاربری ،به ترتیب نقل می شود:
"نظر به این که مطابق ماده ۴ قانون تنظیم بخشی از مقررات مالی دولت مصوب سال ۱۳۸۰،اخذ هر گونه وجه ،کالا و خدمات توسط دستگاه های اجرایی به تجویز قانونگذار منوط شده است و هیات عمومی دیوان عدالت اداری به موجب دادنامه های شماره ۲۷۵_۱۳۹۱/۵/۱۶، ۴۹۲_۱۳۸۹/۱۱/۴، ۱۳۸۹/۹/۲۹_۳۹۳
۹۶۴_۱۳۸۶/۹/۱۱
۲۱۸ _۱۳۷۸/۴/۹
و
۴۵۹_۱۳۸۹/۱/۲۰
مصوبات شوراهای اسلامی تعدادی از شهر های کشور را مبنی بر دریافت قسمتی از اراضی و یا بهای آن به ازای هزینه خدمات تفکیک و افراز ابطال کرده است بنابراین با توجه به۵۶) جهات ابطال عوارض شوراهای اسلامی در دیوان عدالت اداری.
حکم قانونی یاد شده و با وحدت ملاک از آراء مذکور قسمت الف و بندهای۱،۲،۳ و ۶ قسمت ب مصوبه معترض به خلاف قانون تشخیص داده می شود و با استناد به بند  یک ماده ۱۹ و ماده ۲۰ و ۴۲ قانون دیوان عدالت اداری از تاریخ تصویب ابطال میشود.» 
همانگونه که ملاحظه می گردد در این آراء، دیوان عدالت اداری با استناد ماده ۴ قانون تنظيم. و با این استدلال که اخذ وجه در قبال تفکیک و تغییر کاربری مجوز قانونی ندارد. مبادرت به ابطال برخی مصوبات شوراها نموده است. چند نکته در اینجا قابل توجه می باشد. اول آنکه، ماده ۴ قانون تنظيم، مبتنی بر عدم امکان اخذ وجه بدون تصریح قانونی است؛ در حالی که چنانچه گذشت، برای تصویب عوارض توسط شوراها چندین مبنای قانونی وجود دارد و قانونگذار در مواد ۵ قانون تجمیع عوارض و ماده ۷۱ قانون شوراها و متعاقبا در تبصره ۱ماده ۵۰ قانون مالیات بر ارزش افزوده، اجازه وضع عوارض را به شوراها داده است.

بنابراین به نظر می رسد در ابطال آنها به استناد ماده ۴ قانون تنظیم و با استدلال عدم وجود مبنا و تصریح قانونی، استدلال موجهی ارایه نشده است. ممکن است این استدلال مطرح شود که مواد قانونی مذکور بر جواز تصویب عوارض توسط شوراها دلالت دارد اما به جهت عدم رعایت شرایط، دیوان بر این اساس آنها را ابطال نموده است، که در پاسخ گفته می شود این یک استدلال دیگری است که قابل تأمل است ولی متن آراء دیوان ذکر شده منصرف از چنین استدلالی است و به دلیل عدم وجود جواز قانونی صادر شده اند. نکته دوم در خصوص این آراء دیوان و استناد به ماده ۴ قانون تنظيم آن است که اساسا ماده ۴ ناظر بر وزارتخانه ها، موسسات و شرکتهای دولتی می باشد و از شهرداریها که نهادهای عمومی غیر دولتی هستند منصرف می باشد. بنابراین از این لحاظ نیز استناد به ماده ۴ قانون مذکور بلاوجه می باشد. شاید به همین دلایل بوده است که پس از سال ۱۳۹۱ دیوان عدالت اداری دیگر از مبنای ماده ۴ استفاده ننموده و مبانی دیگری را جایگزین کرده است. چه اینکه در خصوص ابطال عوارض و هزینه های تفکیک، از اصل تسلیط استفاده کرده و به خلاف شرع بودن استنادجسته و در خصوص ابطال عوارض تغییر کاربری،عدم ارایه خدمات در قبال تغییر کاربری را ممطمح نظر قرار داده است.البته شاید اصلاح ماده ۱۰۱ قانون شهرداری و جواز اخذقسمتی از اراضی متقاضی یا معادل آن توسط شهرداری نیز  بی تاثیر در این موضوع نبوده است.برگرفته از جهات ابطال عوارض شوراها در دیوان عدالت اداری- پژوهشگاه قوه قضائیه

این مطلب خواندنی را هم از دست ندهید : نحوه اعتراض به رای کمیسیون ماده 77 شهرداری

برای ارسال پیام در واتس اپ بر روی کلمه زیر کلیک کنید.

  واتس اپ

اعتراض به تصمیمات کمیسیون ماده ۷۷ قانون شهرداری

نویسندگان قانون شهرداری تشکیلات و آیین دادرسی منسجمی را برای آن طراحی نکردند با این وجود تصمیمات آن نباید مغایر اصول دادرسی از قبیل حق آگاهی از دعوی حق دفاع حق بهره‌مندی از دادرسان بی‌طرف حق تجدیدنظرخواهی و حق رسیدگی در مهلت معقول باشد نمایندگان قوه قضاییه، شورای شهر و وزارت کشور اعضای این نهاد شبه قضایی را تشکیل می دهند و قضاوت به صورت جمعی انجام می شود همه بدهی هایی که طبق تصمیم کمیسیون ماده ۷۷ قانون شهرداری تشخیص و تثبیت می شود طبق مقررات اسناد لازم الاجرا به وسیله اداره ثبت قابل وصول می باشد.

مطالب مرتبط با عوارض شهرداری و کمیسیون ماده 77 در دیوان عدالت اداری را اینجا بخوانید

رویه قضایی تا کنون فرصت نیافته است در رابطه با تمام موضوعات اختلاف برانگیز این مرجع قاعده سازی و رفع اختلاف نماید لکن پیرامون چند موضوع پر اهمیت مداخله کرده و روش های یکسانی را ایجاد کرده است دادرسان مدت‌ها در رابطه با قطعیت تصمیمات کمیسیون و مرجع رسیدگی به اعتراض سازمان ها و موسسات دولتی از آرای آن اختلاف نظر داشتند اداره حقوقی دادگستری به موجب نظریه انتقاد بر انگیز شماره ۷/۵۵۱ مورخ ۱۳۸۱/۱/۲۵ بیان داشت چنانچه آرای صادره به زیان دولت یا سازمانها و نهادها باشد و قطعی شده باشد غیر قابل اعتراض در مراجع قضایی بوده و مرجعی برای رسیدگی به اعتراض وجود ندارد به عبارت دیگر آرای صادره از کمیسیون های موضوع ماده ۷۷ و ماده ۱۰۰ قانون شهرداری و حل اختلاف و هیات تشخیص که به زیان دولت یا شرکت دولتی صادر شده باشد نه تنها به لحاظ رای وحدت رویه هیات عمومی دیوان عدالت اداری به شماره ۶۳۰_ ۱۳۶۸/۸/۳ قابلیت شکایت در دیوان عدالت اداری نیست بلکه به لحاظ ماده ۱۰ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی هم اعتراض نسبت به این آرا در دادگاه های عمومی قابل استماع نخواهد بود.
اشخاص حقیقی و حقوقی خصوصی به موجب بند ۲ ماده ۱۰ قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۹۲می توانند نزد دیوان به تصمیمات کمیسیون ماده ۷۷ اعتراض نمایند اشخاص حقوق عمومی از این امتیاز محروم هستند با این وجود دادگستری مرجع عمومی رسیدگی به تظلمات و شکایات است و به دادخواهی این اشخاص به طرفیت شهرداری رسیدگی می‌کند دادرسان دادگاه های عمومی نظر یکسانی در مورد حق اعتراض ادارات دولتی از تصمیمات کمیسیون در دادگاه‌های دادگستری نداشتند.
شعبه ۲۰۳ دادگاه عمومی حقوقی تهران دادخواست شرکت دخانیات ایران به طرفیت شهرداری تهران، اداره کل درآمد و کمیسیون ماده ۷۷ شهرداری را مردود اعلام کرد دادرس دادگاه بر این باور بود که قانونگذار آرای قطعی صادره از مراجع غیر دادگستری ازجمله کمیسیون ماده ۷۷ شهرداری را حسب ماده ۱۱ قانون دیوان عدالت اداری تنها در آن دیوان قابل طرح دانسته و در این باره نصی دایر بر رسیدگی در دادگاه های عمومی به آرای قطعی مراجع مذکور وجود ندارد بنابراین چون خواهان شخصی دولتی است دعوی را غیر قابل استماع تشخیص و قرار رد آن را صادر و اعلام می‌نماید شعبه ۶ دادگاه تجدیدنظر تهران این رای را تایید کرد .
۴۶۸ شعبه ۹۰۳ دادگاه عمومی حقوقی تهران درخصوص دعوی شرکت دخانیات ایران به طرفیت شهرداری منطقه ۱۶ و کمیسیون ماده ۷۷ شهرداری منطقه مزبور به خواسته ابطال رای کمیسیون ماده ۷۷ شهرداری مستندا به تبصره ۲ از ماده ۳ قانون وصول مالیات های غیرمستقیم و ماده ۳۰ قانون مدنی حکم به ابطال رای کمیسیون ماده ۷۷ شهرداری منطقه ۱۶ تهران صادر و اعلام می نماید پرونده در پی اعتراض شهرداری منطقه ۱۶ به این رای به دادگاه تجدید نظر استان تهران ارسال که رسیدگی آن به شعبه ۳۵ ارجاع و مالا به تأیید می رسد دادستان کل کشور با احراز اختلاف نظر دادگاه های بدوی و تجدید نظر موضوع را در هیات عمومی مطرح نمود قضات دیوانعالی کشور به درستی حق تجدیدنظرخواهی اشخاص عمومی را تایید و اینگونه نظر دادند قانونگذار برای آراء صادره از مراجع غیر دادگستری نوعاً مرجعی را برای رسیدگی به اعتراضات و رفع اشتباهات احتمالی تعیین نموده است درحالی که برای رسیدگی به اعتراض نسبت به آراءکمیسیون ماده ۷۷ قانون شهرداری که ابتدائاً رسیدگی می نماید چنین مرجعی پیش‌بینی نشده است بنا به مراتب همانطور که به موجب اصل یکصد و هفتاد و سوم قانون اساسی و ماده ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری مردم می توانند اعتراضات خود را در دیوان عدالت اداری مطرح نمایند سازمان های دولتی نیز می توانند برای رفع هر نوع تخلف احتمالی از قانون در صدور آراء کمیسیون ماده ۷۷ از حیث نقض قوانین یا مقررات و مخالفت با آنها به مراجع دادگستری که مرجع تظلم خواهی است مراجعه نمایند و به نظر اکثریت اعضاء هیات عمومی دیوان عالی کشور رای شعبه ۳۵ دادگاه تجدیدنظر استان تهران در حدی که با این نظر تطابق داشته باشد صحیح تشخیص می گردد این رای به موجب ماده ۲۷۰ قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور کیفری در موارد مشابه برای شعبی دیوان عالی کشور و دادگاه‌ها لازم‌الاتباع است.برگرفته از شهر در پرتو رویه قضائی-دکتر غلامرضا کامیار

این مطلب را نیز بخوانید.عوارض شهرداری چیست و انواع آن کدامند؟

کریمی وکیل دیوان عدالت اداری،دعاوی شهرداری و ملکی-۰۹۱۹۴۵۰۴۰۷۹

برای ارسال پیام در واتس اپ بر روی کلمه زیر کلیک کنید.

 واتس اپ

فرق عوارض شهرداری با بهای خدمات شهرداری

خدمات به هرگونه فعالیت یا مزیت گویند که از یک طرف به طرف دیگر ارائه می‌شود و لزوما نامحسوس است و مالکیت چیزی را به دنبال ندارد مانند بهای خدمات مدیریت پسماند که در ازای خدمات جمع آوری پسماند زباله شهری دریافت می‌شود . فعالیت یا مجموعه ای از فعالیت های کم و بیش ناملموس است و بهایی که توسط ارائه دهندگان از استفاده کنندگان دریافت میشود بهاء خدمات گفته می شود که به طور عمده با عوارض اشتباه می‌گیرند. در حالی که می دانیم عوارض به طور حتمی در برابر خدمات خاص و مشخصی دریافت نمی شود و متناظر و متناسب با یک خدمات خاص نیست بهای خدمات برخلاف عوارض در برابر و متناظر با خدمت خاص و مشخص است اما به اشتباه همین بهاء خدمات پسماند را هم به اشتباه عوارض می گویند. بر اساس ماده ۲۹ آیین نامه مالی شهرداری ها، شهرداری محل درامد محدودی دارد از جمله دریافت عوارض و دریافت بهای خدمات.

اصولاً بهای خدمات که از جمله درآمدهای شهرداری است در قبال یکسری خدمات خاص به درخواست متقاضی یا شهروند از شهرداری محاسبه شده و دریافت می گردد همانند اینکه یک فضای تجاری در محدوده و حریم شهر بوده فعلا برای کوتاه مدت شهرداری برنامه ای برای اسفالت سازی آن منطقه نداشته بنابراین صاحب آن محل به درخواست خود و با تعیین هزینه از طرف شهرداری می تواند از شهرداری تقاضا نماید که محدوده و اطراف رستوران ویرا در ازای دریافت وجه استفاده نمایند عوارض نوعی مالیات است که سازمان های رسمی در مقابل ارائه خدمات معینی از مردم دریافت می کنند عوارض شهرداری یکی از مهمترین و به بیانی دیگر اصلی‌ترین منبع درآمد شهرداری ها می باشد که حسب مقررات قابل دریافت است عوارض به صیغه جمع به معنی نوعی باج است که فرق عمده آن در غالب مصادیق با مالیات در این است که به عنوان جبران هزینه‌هایی که یک موسسه عمومی اداری یا شهرداری می کند در مقابل انجام کار یا خدمت در یافت می شود و ممکن است به طور مستقیم یا غیر مستقیم از مصوبات مجلس باشد در کشور جمهوری اسلامی ایران واژه عوارض به اشتباه برای مفاهیمی که در اصل مالیات جریمه یا بهای خدمات هستند نیز به کار می رود برای اینکه مشخص شود وجهی که توسط ارباب رجوع پرداخت می شود به طور واقعی عوارض هستند یا خیر نمی توان به نامی که قانونگذار برای آن وجه انتخاب نموده است اعتماد کامل نمود برای مثال وجوهی که توسط وارد کننده کالا به گمرک پرداخت می شود حقوق و عوارض گمرکی حقوق ورودی نامیده می شود در حقیقت نوعی مالیات غیر مستقیم است نه عوارض درک اینکه وجوه پرداخت شده توسط مودی عوارض است یا خیر به طور دقیق با انطباق خصوصیات وجوه مزبور با خصوصیت عوارض از جمله در مقابل خدمت بودن قانونی بودن امکان پذیر است.

اصول حقوقی حاکم بر عوارض در بسیاری از موارد با اصول مالیاتی هماهنگی دارد از جمله اصل قانونی بودن اصل مضاعف نبودن و... هرچند در بسیاری موارد نیز به علت تفاوت ماهیتی عوارض و مالیات اصل حاکم بر آن دو مفهوم خصوصیات مختلفی پیدا می کنند برای مثال قانون موجد مالیات می‌تواند بر خلاف اصول کلی آن را عطف به ماسبق کند ولی عوارض مصوب شوراهای اسلامی شهر و روستا به هیچ وجه عطف به ماسبق نمی شوند مساله تشخیص عوارض در مورد حقوق و عوارض گمرکی حقوق ورودی مصداق پیدا می کند و در مورد عوارض شهرداریها کمتر مطرح می‌شود زیرا شهرداری ها به طور کلی قبل از ارائه خدمت میزان عوارض را معین می‌کنند که این امر در مورد حقوق ورودی امکان پذیر نیست زیرا حقوق پس از رویت کالا مشخص می شود ولی بحث وصول عوارض بیشتر در مورد عوارض شهرداری ها صادق است نه حقوق ورودی زیرا به طور کلی شهرداری ها هستند که عوارض را پس از ارائه خدمت وصول می کنند برخلاف اداره گمرک که تا زمانی که حقوق ورودی پرداخت نشود کالای مودی را ترخیص نمی کنند اخذ هرگونه عوارض نیاز به مستندات قانونی دارد به عبارت دیگر شهرداریها بدون استناد به مصوبات قانونی قبلی نمی توانند عوارض دریافت دارند.برگرفته از عوارض غیر قانونی شهرداریها در مصوبات شوراها-امیدمحمدی

برای دریافت نمونه آرای دیوان عدالت در خصوص عوارضاینجا را کلیک کنید.

این مطلب کاربردی را هم بخوانید : شرایط اعطای تخفیف عوارض و تراکم به کارکنان شهرداری

کریمی وکیل دعاوی شهرداری و ملکی-۰۹۱۹۴۵۰۴۰۷۹

برای ارسال پیام در واتس اپ بر روی کلمه زیر کلیک کنید.

واتس اپ

نمونه رای دیوان شکایت عوارض از  قرارداد پیمانکاری

نمونه شکایت از کسر 1 درصد عوارض از  قرارداد پیمانکاری در دیوان عدالت


شعبه ۲۸ دیوان عدالت اداری ۸۹/۱۰/۲۱ شکایت شاکی علیه ۱_ شرکت قطار شهری شیراز ۲_ شهرداری شیراز به خواسته ابطال اقدام شهرداری در کسر ۱% عوارض هنگام پرداخت وجه صورت وضعیت ها و اعاده حقوق تضییع شده.

نظر به اینکه برای وصول عوارض در قانون شهرداری ها طور خاصی پیش بینی شده است بنابراین مقررات ماده ۷۷ رعایت نشده و شکایت موجه تشخیص داده میشود.
خلاصه پرونده
شرکت ساختمانی بام راه قراردادهایی را با سازمان قطار شهری شیراز قبل از سال ۱۳۸۹ منعقد کرده بوده است با انجام تعهدات خود صورت وضعیت کارهای انجام شده را تنظیم و برای پرداخت برای کارفرما سازمان قطارشهری ارسال می‌نماید سازمان قطار شهری مبلغ صورت وضعیت ها ۱ درصد به عنوان عوارض کسر و به حساب شهرداری شیراز واریز می‌کند پیمانکار شرکت ساختمانی بام راه نسبت به این امر به سازمان قطار شهری و شهرداری اعتراض می‌کند ولی به این اطلاعات ترتیب اثری داده نمی‌شود و کسر یک درصد عوارض ادامه پیدا می‌کند شرکت ساختمانی به توسط وکیل خود دادخواستی به خواسته ابطال اقدام شهرداری شیراز در کسر یک درصد عوارض از وجه صورت وضعیت ها و اعاده حقوق تضییع شده خود را به طرفیت سازمان قطار شهری و شهرداری شیراز به دیوان عدالت اداری تقدیم می کند که به شعبه ۲۸ ارجاع می شود دادخواست از طریق شعبه به طرف‌های دعوی ابلاغ می‌گردد و آن‌ها طی لوایحی به آن پاسخ می‌دهند سازمان قطار شهری با این استدلال که در کسر یک درصد دخالتی ندارد شکایت را متوجه خود ندانسته است و شهرداری شیراز نیز با این استدلال که کسر یک درصد عوارض طبق مصوبه شورای اسلامی شهر شیراز انجام پذیرفته است و اگر شاکی معترض بود باید در کمیسیون ماده ۷۷ شکایت می‌کرد در این صورت اعتراض به رای کمیسیون مذکور می توانست در دیوان عدالت مطرح شود لذا چون شاکی شکایتی در کمیسیون ماده ۷۷ مطرح نکرده است که قابل طرح در دیوان عدالت اداری باشد..لذا رد شکایت را درخواست کرده است نهایتا شعبه دیوان با ملاحظه استدلال طرفین دادنامه ۲۲۲۸_۱۳۸۹/۱۰/۲۱ را صادر کرده است شاکی دادخواستی به طرفیت مشتکی‌عنه و به خواسته فوق الذکر به دیوان عدالت اداری تقدیم که پس از ثبت به شماره ۱۶۴۹۸_۸۹/۶/۳۱ دیوان و ارجاع آن به این شعبه ارسال نسخه دوم دادخواست و ضمائم آن به طرف شکایت و وصول لایحه جوابیه عینک شعبه ۲۸ دیوان عدالت اداری به تصدی امضا کنندگان ذیل تشکیل و پرونده متشکله تحت رسیدگی قرار دارد و با ملاحظه مندرجات دادخواست شاکی و محتویات پرونده و همچنین مفاد لایحه جوابیه طرف شکایت و اسناد و مدارک موجود در پرونده ختم رسیدگی را اعلام و به شرح زیر مبادرت به صدور رأی می‌نماید.
                                                                 رای دیوان 
در خصوص شرکت ساختمانی بام راه با وکالت ع_ک به طرفیت ۱_ سازمان قطار شهری شیراز ۲_ شهرداری شیراز به خواسته فوق العاده با توجه به مجموع محتویات پرونده و اسناد و مدارک ابرازی وکیل شاکی مدعی است شرکت موکت با انعقاد قراردادی با سازمان قطار شهری شیراز احداث تونل های مترو شهر شیراز را به عهده گرفته است با پیشرفت احداث تونل ها طرف شکایت ردیف اول صورت وضعیت کارهای انجام شده را تنظیم و برای پرداخت به شهرداری ارسال می نماید شهرداری قبل از ابلاغ مبلغ عوارض به موکلان را از مبلغ صورت وضعیت ها کسر می‌کند به عنوان نمونه چند صورت وضعیت که یک درصد عوارض کسر شده ارائه می‌شود در حالی که در ماده ۷۷ قانون شهرداری ها برای وصول عوارض قانون‌گذار طریق خاصی را پیش بینی کرده است شهرداری به اعتراض های موکلین وقعی ننهاده و بر خلاف ماده ۷۷ عوارض را وصول کرده است لذا خواهان ابطال اقدامات طرف‌های شکایت را به شرح خواسته درخواست نموده است طرف شکایت ردیف اول با اعلام اینکه فقط صورت وضعیت ها را تنظیم می‌کند و در کسر یک درصد دخالتی ندارد شکایت را متوجه خود ندانسته است و شهرداری در لایحه دفاعیه شماره ۸۹۳۰۱۸۹۸_۸۹/۸/۲۷ اعلام نموده است اولاً شاکی شکایتی به کمیسیون ماده ۷۷ نداشته است تا قابل طرح در دیوان عدالت اداری باشد ثانیاً کسر یک درصد عوارض طبق مصوبه شورای اسلامی شهر انجام پذیرفته لذا رد شکایت را درخواست کرده است اینک با عنایت به مراتب فوق و نظر به اینکه سازمان قطارشهری دخالتی در کسر یک درصد نداشته است پس شکایت متوجه طرف شکایت ردیف اول نبوده و به استناد ماده ۲۰ آیین دادرسی دیوان عدالت اداری قرار رد شکایت صادر و اعلام می نماید و اما در خصوص شهرداری نظر به اینکه برای وصول عوارض در قانون شهرداری ها طرق خاصی پیش‌بینی شده است که به ترتیب عبارت است از : ۱. برآوردن میزان عوارض ۲ ابلاغ آن به مودی ۳. پرداخت عوارض مطالبه شده و دستور وصول آن ۴ رسیدگی به اعتراض مودی در کمیسیون ماده ۷۷ قانون شهرداری ۵ قطعیت عوارض مطالبه شده و دستور وصول آن و نظر به اینکه طبق اسناد ارائه شده شهرداری قبل از پرداخت وجه صورت وضعیتها یک درصد عوارض را کسب کرده است بنابراین مقررات ماده ۷۷ روایت نشده و شکایت موجه تشخیص و به استناد به ماده مذکور و
مواد ۷ و ۱۳ و ۱۴ قانون دیوان عدالت اداری حکم به ورود به شکایت صادر و اعلام می گردد این رای قطعی است رویه قضایی در شعب دیوان عدالت اداری معاونت آموزشی و پژوهشی دیوان عدالت اداری.

مطالب بیشتر در مورد عوارض،اینجا را کلیک کنید.

این مطلب کاربردی را هم از دست ندهید : مقررات تعیین عوارض برای تابلوهای واقع در سر در اماکن اداری و تجاری

کریمی وکیل دیوان عدالت اداری و دعاوی شهرداری-۰۹۱۹۴۵۰۴۰۷۹

برای ارسال پیام در واتس اپ بر روی کلمه زیر کلیک کنید.

   واتس اپ

نمونه رای دیوان عدالت اداری در مورد کمیسیون ماده 77 شهرداری

اعتراض به رای کمیسیون ماده 77 شهرداری در دیوان عدالت اداری


اعتراض مودی به پرداخت هر نوع عوارض قابل طرح در کمیسیون ماده ۷۷ قانون شهرداری است و فقط آرای کمیسیون مذکور قابلیت رسیدگی در دیوان عدالت اداری را دارد.

در زیر دو نمونه از آرای شعب دیوان عدالت اداری در این خصوص تقدیم می گردد.

شماره دادنامه : ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۳۰۰۴۵۳۵ مورخ ۱۳۹۱/۱۲/۲۳ 

                                                     رای دیوان 

آقای م.ک مدعی شده در سال ۹۳ توافقی با شهرداری بهارستان اقدام به تغییر کاربری از مسکونی به تجاری نموده و مقرر شد بعد از تایید کمیسیون ماده ۵ قانون تاسیس شورای عالی شهرسازی و معماری عوارض طبق دفترچه محاسبه گردد و اکنون که جهت اخذ پایانکار به شهرداری مراجعه کرده فیشی به عنوان عوارض بهای خدمات و ارزش افزوده و یک فیش به عنوان عوارض دفترچه محلی صادر کرده و صدور هرگونه مجوزی را مشروط به پرداخت آن نموده و لذا دریافت وجوه غیرقانونی به عنوان ارزش افزوده و بهای خدمات و صدور دستور موقت را خواسته است نظر به اینکه اولاً _ شاکی دلیلی که آن را پرداخته ارائه نکرده و علی فرز پرداخت دریافت و استرداد آن امری حقوقی و خارج از مصادیق تبصره یک ماده ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری است ثانیاً _ اعتراض مودی به پرداخت هر نوع عوارض قابل طرح در کمیسیون ماده ۷۷ قانون شهرداری ها است و فقط آرای کمیسیون مذکور قابلیت رسیدگی در دیوان عدالت اداری را دارد علیهذا در وضع فعلی قرار رد شکایت صادر می گردد.رای صادره قطعی است.

رئیس شعبه ۳۰ دیوان عدالت اداری_ مستشار شعبه محمدی _شریفی

این مطلب را هم از دست ندهید : محدوده اختیارات کمیسیون ماده ۷۷ در رسیدگی به عوارض شهرداری

شماره دادنامه: ۹۱۰۹۹۷۰۹۰۳۳۰۲۷۱۸ مورخ ۱۳۹۱/۱۲/۱۲ 

                                                     رای دیوان 

در خصوص شکایت آقای الف.م به طرفیت شهرداری شهر بهارستان اصفهان به خواسته اعتراض به فیش های عوارض به شرح مفاد شکایت تقدیمی و مندرجات آن نظر به اینکه به استناد رای وحدت رویه شماره ۲۶۶ مورخ ۷۷/۱۲/۱۵ هیات عمومی دیوان عدالت اداری رفع هرگونه اختلاف میان مودی و شهرداری در مورد تعلق و یا عدم تعلق عوارض و میزان و مبلغ آن در صلاحیت کمیسیون ماده ۷۷ قانون شهرداری ها می باشد و صرفاً تصمیم متخذه در کمیسیون مذکور قابلیت طرح و بررسی در دیوان عدالت اداری را دارد لذا خواسته مذکور خارج از مصادیق ماده ۱۳ قانون دیوان عدالت اداری می‌باشد و قرار رد شکایت صادر و اعلام می نماید .قرار صادره قطعی است.

دادرس شعبه ۳۳ دیوان عدالت اداری_ مستشار شعبه

معروفی _گودرزی

برای مطالعه نمونه آراء بیشتری در مورد  کمیسیون ماده 77 شهرداری اینجا را  کلیک کنید.

بیشتر بخوانید : صلاحیت کمیسیون ماده77 در ایجاد توافق بابت عوارض شهرداری     

کریمی وکیل دیوان عدالت اداری،دعاوی شهرداری و ملکی_۰۹۱۹۴۵۰۴۰۷۹

برای ارسال پیام در واتس اپ بر روی کلمه زیر کلیک کنید.

واتس اپ